علوم حسابداری


+ غذای مخصوص شب چهارشنبه سوری

 

نگاهی به آیین‌های چهارشنبه سوری در استان اردبیل

یکی از آیین‌های ویژه قبل از حلول سال نو در اردبیل، مراسم شب چهارشنبه سوری است که هنوز هم نشانه‌هایی از آداب و رسوم خاص آن به‌رغم تغییر و تحولات فرهنگی فراوان در میان مردم منطقه رایج است .

چهارشنبه آخر سال از زمانهای قدیم در اردبیل به " گل چهارشنبه " مرسوم است زیرا همه خانه‌ها دراین روز مثل گل پاکیزه شده و برخلاف چهارشنبه قبل از آن که به " کول چهارشنبه " یعنی چهارشنبه خاکستر معروف است زیبا و شادی آفرین می‌باشد.

از رسوم زیبایی که از سال‌ها قبل در" چهارشنبه سوری " دراین استان رواج دارد بردن هدایایی از سوی خانواده‌ها طی مراسم خاصی به خانه دختران شوهر رفته است.

در زمان‌های نه چندان دور خانواده‌ی پدری هدایای خریداری شده را به همراه غذای مخصوص در سینی بزرگی قرارداده و روی آن را با پارچه‌های رنگی تزیین و به خانه فرزندان دختر می‌فرستادند ولی این رسم هم‌اکنون با شیوه‌ای ساده و متفاوت با گذشته انجام می‌گیرد.

در گذشته نه چندان دور درشب " چهارشنبه سوری " پس از صرف شام سفره مخصوص این شب پهن می‌شد که طبق رسم در این سفره خشکبار، شیرینی قرارداده و با شمع‌های رنگین که درآن زمان ساختن آن مخصوص اردبیل است سفره را مزین می کردند.

طبق این سنت دیرینه " پسران جوان دراین شب کمربندهای پارچه‌ای یا دستمال خود را از روشنایی بام‌ها و یا پنجره همسایه و یا اقوام خود آویزان کرده و صاحب خانه بدون انکه درصدد شناسایی انان باشند هدایای به پارچه می‌بست." این آیین بیشتر توسط جوانانی انجام می‌شد که به دختری علاقمند بوده و به آرزوی وصلت با او برای " قورشاخ آتماق "یعنی دستمال انداختن به خانه دختر رفته و با این نیت درباره آنچه که به دستمال یا کمربند آنان بسته می‌شد تعبیراتی می‌کردند."
برخی سالخوردگان منطقه هنوز هم معتقدند که چون شنیدن سخنان بد و یا خوب درشب "چهارشنبه سوری " در زندگی فرد شنونده تاثیر دارد ، دراین شب نباید سخنان ناامیدکننده ای درمیان افراد خانواده‌ها رد وبدل شود.

همچنین بر اساس یک سنت دیرینه همانگونه که افراد شب " چهارشنبه سوری " از روی آتش می‌پرند در سال‌های نه چندان دور صبح چهارشنبه از روی آب جاری و نهرهای روان می‌گذشتند که این رسم در منطقه به آیین " نو اوستی " مشهور بود.

درشب چهارشنبه سوری اغلب خانواده‌های ساکن درمنطقه غذاهای مخصوصی متشکل ازماهی و برنج تدارک می‌بینند.

بسیاری از رسوم زیبا و فرح‌انگیز گذشته هم‌اکنون از بین رفته و یا در حال فراموشی است و به جای آن انفجار مواد محترقه به عنوان یک سرگرمی زیانبار در سالیان اخیر به آیین سنتی چهارشنبه سوری وارد شده است .

 

     آیین های خاطره آنگیز عید نوروز در اردبیل
همراه با آیین های خاطره انگیز عید نوروز در سرزمین باستانی اردبیل
اردبیل - کودک که بودیم در طول سال با ورق زدن تقویم ، مناسبت ها را رصد می کردیم و از چندین روز قبل برای فرا رسیدن آن ها با شور و شوق وصف ناپذیری لحظه ها را می شمردیم .
گزارش : از مسعود وسیله ایردموسی
با گذشت چندین سال از آن دوران هنوز نیز خاطرات شیرین و فراموش نشدنی از شنیدن قصه های مادر بزرگ در شب یلدا ، پریدن از روی آتش در چهارشنبه سوری و چیدن سفره هفت سین و شروع دید و بازدید ها در عید باستانی نوروز را در ذهن خویش داریم .
هنوز هم اینگونه مناسبت ها برایمان جذاب هستند اما هر سالی که از عمرمان سپری
می شود به دلایلی از شدت آن حال و هوا و شور و شوق وصف ناپذیر دوران کودکی و نوجوانی در این مناسبت ها هم کاسته می شود .
ماشینی و پیچیده شدن زندگی و افزوده شدن بر مشغله ها به دنبال تشکیل خانواده از علل مهم رنگ باختن این مراسم ها در نزد انسان امروزی هستند .
اما در این میان باید گفت که معصومیت کودکانه به عنوان مهمترین عامل در ایجاد شور و شوق به مناسبت فرا رسیدن اینگونه مناسبت ها در میان کودکان و نوجوانان است چرا که کودکان در دنیای ساده و به دور از هرگونه دو رنگی و ریا روزگار سپری می کنند و به این مراسم ها و مناسبت ها فقط از جنبه عاطفی و شادی آن می نگرند .
به گزارش خبرنگار ایرنا انسان از زمانی که زندگی اجتماعی خویش را شروع کرد در طول سال برای خود مناسبت هایی را تعیین کرده است و مراسم هایی را برای گرامی داشت آن ها برپا می کند .
این مراسم ها به مرور به عنوان بخشی جدانشدنی از زندگی اجتماعی بشر در آمده اند و برای او از ارزش معنوی بسیار زیادی برخوردار هستند .
در تقویم سرزمین باستانی ایران به لحاظ پیشینه غنی مذهبی و تاریخی آن از قرن ها قبل آداب و رسوم ، آیین ها و مراسم هایی گنجانده شده اند که همه ساله به شکل با شکوه توسط ساکنان این دیار با برپایی مراسم ها و مجالس گوناگون برگزار می شوند .
چنین مراسم هایی به عنوان یکی از روزهای ماندگار در زندگی مردم کارکردهای گوناگونی دارند و همواره به شکل خاطرات شیرین در دفتر زندگی مردم این سرزمین ثبت می شوند .
استان اردبیل نیز به لحاظ سابقه مذهبی و تاریخی پر افتخار خود از گذشته های دور دارای آداب و رسوم سنتی و مراسم های گوناگونی است و عید باستانی نوروز نیز در این دیار با برپایی مراسم ها و آیین های گوناگون برگزار می شود .
اما با تاسف بسیاری از این آیین ها و سنن ویژه که تا سال های نه چندان دور صفا بخش زندگی و تقویت کننده عواطف انسانی مردم دیار کهن و افسانه ای این سرزمین بود در همهمه ماشینی و پیچیده شدن زندگی سال به سال کم رنگ تر می شوند .
به گزارش خبرنگار ایرنا ساکنان اردبیل از دیرباز با برگزاری آیین های ویژه ای که ریشه در افکار پسندیده آنان دارد ، عید باستانی نوروز را گرامی می دارند .
در زمان حاضر فقط نشانه های معدودی از این آداب و رسوم در اردبیل باقی مانده اند و اگر نبودند پیرمردان و پیرزنان در بعضی خانواده های پایبند به سنت های فرهنگی به ویژه در روستاها ، همه این یادگارهای ارزشمند گذشتگان در این خطه فراموش می شدند .
سال خوردگان اردبیل می گویند : تا چند دهه قبل مراسم عید نوروز با ظاهر شدن افرادی موسوم به تکم و تکمچی در محلات شهر آغاز می شد و مردم با مشاهده آنان خود را برای استقبال از بهار و عید آماده می کردند .
افشار ستاری می گوید : تکم عروسکی بود که به شکل حیوانی چهار دست و پا از تخته
می ساختند و دست ها و پاهایش متناسب با بدن حرکت می کرد .
او گفت : تکمچی ها از دهه آخر اسفند ماه با حرکت دادن نمایشی تکم و جمع آوری هدایایی فرا رسیدن سال جدید را به مردم نوید می دادند .
وی می گوید : با نمایان شدن نشانه های عید نوروز جنب و جوش و تحرک خاصی در خانواده ها پیدا می شد و مردم به تهیه لباس های نو و خانه تکانی می پرداختند .
شادروان ، بابا صفری در کتاب ، اردبیل در گذرگاه تاریخ ، می نویسد با نزدیک شدن نوروز اغلب خانواده های اردبیلی ظروف مسین خود را برای سفید کردن به مسگران می دادند و به میمنت عید چند کوزه آب خریداری می کردند که این دو از رسوم قبل از عید در منطقه محسوب می شدند .
به نوشته وی در آستانه عید اسباب بازی های ویژه این ایام به بازار می آمد و در آن زمان که صنعت پلاستیک سازی وجود نداشت کودکان از اسباب بازی های سفالی به نام توتک و دولکه استفاده می کردند .
اکنون از تکم و تکمچی و توتک و دولکه که تا چند دهه قبل پیام آوران نوروز در منطقه بودند خبری نیست .
یکی از آیین ها و ایام به خصوص قبل از آغاز عید نوروز در استان اردبیل مراسم شب چهارشنبه سوری می باشد که نشانه هایی از آداب و رسوم ویژه آن هنوز نیز تا حدودی در بین ساکنان منطقه مرسوم است .
به گفته سال خوردگان اردبیلی روز چهارشنبه آخر سال از زمان های قدیم در منطقه به گل چهارشنبه موسوم است زیرا همه خانه ها در این روز مثل گل پاکیزه شده و بر خلاف چهارشنبه قبل از آن که به کول چهارشنبه یعنی چهارشنبه خاکستر معروف است زیبا و شادی آفرین می شوند .
از رسوم زیبایی که سال ها قبل در عصر چهارشنبه سوری در این استان رواج داشت بردن هدایایی از سوی خانواده ها طی مراسم خاصی به خانه دختران شوهر رفته بود .
یک بانوی سال خورده ساکن اردبیل می گوید : در این روز هدایای خریداری شده را به همراه غذای مخصوص در سینی بزرگی قرار داده و روی آن را با پارچه های رنگی تزیین و به خانه فرزندان دختر می فرستادند .
جمیله قوامی به خبرنگار ایرنا گفت : در شب چهارشنبه سوری پس از صرف شام سفره مخصوص این شب پهن می شد که طبق رسم در این سفره خشکبار ، شیرینی و دیگر تنقلات قرار داده و با شمع های رنگارنگ که در آن زمان به شیوه خاصی در اردبیل ساخته می شدند ، سفره را منور و مزین می کردند .
شادروان بابا صفری در کتاب اردبیل در گذرگاه تاریخ می نویسد : پسران جوان در این شب کمربند های پارچه ای یا دستمال خود را از دریچه روشنایی اطاق همسایه و یا اقوام خود آویزان می کردند و صاحب خانه بدون آنکه در صدد شناسایی آنان بر آید هدایایی را به پارچه می بست .
این کار بیشتر توسط جوانانی انجام می شد که دختری را دوست داشته و به آرزوی ازدواج با او برای " قورشاخ آتماق " یعنی دستمال انداختن به خانه دختر رفته و با این نیت در باره آنچه که به دستمال یا کمربند آنان بسته می شد تعبیراتی می کردند .
برخی از افراد سال خورده منطقه هنوز هم اعتقاد دارند که چون شنیدن سخنان بد و یا خوب در شب چهارشنبه سوری در زندگی فرد شنونده تاثیر دارد ، در این شب نباید سخنان نا امید کننده ای در میان افراد خانواده رد و بدل شود .
همچنین بر اساس یک سنت دیرینه همانگونه که افراد ، شب چهارشنبه سوری از روی آتش می پرند در سال های نه چندان دور سپیده دم چهارشنبه از روی آب و نهرهای روان
می گذشتند .
این رسم که در منطقه به نو اوستی رفتن مشهور بود بطور معمول در پل های قدیمی روی رودخانه بالخلو که از مرکز شهر اردبیل می گذرند انجام می شد و در دوران کنونی فقط معدودی از پیر مردان و پیرزنان اردبیلی شاید آن را انجام می دهند.
در شب عید اغلب خانواده های ساکن در منطقه غذاهای مخصوصی متشکل از ماهی دودی ، گوشت قیمه ، مرغ و کوکو به همراه پلو که می توان گفت بهترین شام آنان در طول سال
می باشد را تدارک می بینند .
هنگام تحویل حتی اگر نیمه های شب هم باشد بسیاری از افراد خانواده بیدار مانده و بر سر سفره هفت سین که با قرآن مجید و شمع های الوان آراسته شده است به انتظار
می نشینند .
سفره هفت سین هنوز نیز در برخی از خانه های منطقه برای پذیرایی از میهمانان تا سیزدهم عید نوروز پهن باقی می ماند .
قبل از تحویل سال اغلب افراد وضو گرفته و برای لحظاتی سکوت همه جا را فرا می گیرد و فقط صوت مناجات به گوش می رسد .
دقایقی پس از تحویل سال کوچه ها و خیابان های شهرها و روستاهای مختلف استان حال و هوای دیگری پیدا می کنند و خانواده ها برای تبریک گفتن سال نو به دیدار همدیگر می شتابند .
جمع کثیری از مردم شهرستان اردبیل نیز بر اساس یک سنت دیرینه مذهبی در آخرین و اولین پنجشنبه سال و نیز در اولین روز عید نوروز بر سر مزار درگذشتگان خویش حضور می یابند .
این افراد به شکل گروهی و یا انفرادی از نخستین ساعات بامداد این روزها به آرامستان های اردبیل مراجعه می کنند و قرائت سوره های مبارکه فاتحه و یاسین بر سر قبور ، حال و هوای معنوی ویژه ای را در این مکان ها حاکم می کند .
مردم مومن شهر حسینی اردبیل بر سر مزار شهیدان نیز حضور می یابند و با آرمان های آنان تجدید پیمان می کنند .
جمعی از خانواده ها نیز با پخش خرما و حلوای نذری در میان مردم در آرامستان های شهر سعی در کسب اجر معنوی می کنند .
تعدادی از خانواده ها نیز با تهیه سبزه های ویژه عید نوروز در روزهای مذکور آن ها را همراه با شیشه های محتوی گلاب بر سر قبر اموات خویش قرار می دهند .
مردم اردبیل معتقدند همانطوریکه در سال جدید افراد با انجام دید و بازدید سعی در شستن کدورت ها از دل ها دارند ، باید با حضور در قبرستان ها ضمن یادآوری آخرت ، از درگذشتگان طلب بخشش نموده و روح آنان را شاد گردانند .
بر اساس سنت دیرینه ای ساکنان اردبیل مجالس ختمی برای بستگان خویش که در سال قبل فوت کرده اند در دومین روز از عید نوروز بر پا می کنند .
این مجالس به صورت مشترک از سوی خانواده های داغدار ساکن در یک محله در مسجد همان محله و در قبل از ظهر دایر می شوند .
برخی از این آداب و رسوم پسندیده با وجود تغییر و تحولات فرهنگی فراوان هنوز نیز در میان مردم منطقه رایج هستند .
یک شهروند اردبیلی می گوید : باوجود ورود برخی مسایل خرافی به آداب و رسوم عید نوروز بسیاری از آیین های مخصوص این ایام ریشه در عقاید و تفکرات اسلامی داشته و باید حفظ شوند .
به گفته وی دید و بازدیدها ، صله رحم ، مشارکت در غم و شادی دیگران ، پاکیزگی و ایجاد تحول روحی در انسان ها همراه با تغییر طبیعت از جمله آیین ها و سنت های پسندیده روزهای باستانی نوروز محسوب می شوند .
او معتقد است که ارگان های فرهنگی و رسانه های گروهی منطقه باید با بیان محاسن این آداب و رسوم از فراموش شدن تدریجی آن ها جلوگیری کنند .
جمع کثیری از اردبیلیان ساکن در دیگر شهرهای ایران چند روز تعطیلات نوروز را برای سرکشی به اقوام و آشنایان خویش و تجدید خاطرات شیرین خویش در روزهای عید سال های گذشته فرصت مغتنمی شمرده و از هم اکنون خود را برای سفر به زادگاه خودشان آماده می کنند .
استان اردبیل بر اساس سرشماری سال 1385 دارای یک میلیون و 225 هزار نفر جمعیت است که 715 هزار نفر از آنان در شهرها و بقیه در روستاها سکونت دارند. 

آش رشته مخصوص شب چهارشنبه سوری

 

آرد سفید  1.5 کیلو-نمک  قدری-چغندر  1 کیلو-اسفناج  1 کیلو-تره فرنگی  0.5 کیلو-جعفری-ساطوری شده  0.5 کیلو-زردچوبه  35 گرم-فلفل  1 قاشق مرباخوری-زعفران  قدری
نخود  300 گرم-لوبیا سفید  300 گرم-لوبیا قرمز  300 گرم-عدس  375 گرم-پیاز  0.5 کیلو-روغن  375 گرم-نعناع  5 قاشق سوپخوری-گوشت گوسفند  75 گرم

لوبیا سفید و لوبیا قرمز و عدس را بار کرده چغندر را قطعه قطعه نموده با حبوبات بپزید ، سپس یک کیلو اسفناج یا برگ چغندر و یک کیلو تره و جعفری را پنج کاسه آب در ظرف جداگانه پخته با حبوبات مخلوط نمائید .آنگاه پیاز را در 225 گرم روغن سرخ کرده 35 گرم زرد جوبه و یک قاشق مربا خوری فلفل و مقداری نمک با آن مخلوط کنید سپس رشته ها را که قبلا از آرد گندم درست کرده اید آهسته آهسته در دیگ ریخته و با چوب نازک آنرا هم بزنید تا رشته ها خمیر نشود.همینکه رشته ها پخته شد ، نعنا داغ را در 150 گرم روغن حاضر نموده نصف آنرا در آش ریخته و نصف دیگرش را پس از کشیدن آش در ظرف روی آش بریزید .برای افزودن طعم آش مقداری قیمه سرخ کرده ، با زعفران مخلوط نموده روی آش بریزید ، اگر هم مایلید میتوانید قدری کشک هم در آش بریزید .

 

 

 

چگونگی آتش افروزی و سروده های آن :

ایرانیان نور را مظهر یزدان پاک می دانسته اند و

 ستایش از آن را واجب . آتش نیز بزرگترین نماد و قدرت

اهورامزدا است که باید آنرا درود فرستیم و بزرگ بپنداریم .

در شهر خور دید و بازدید های شبانه را " آیرون "

مینامند که در گویش خوری آتش است . آذربایجان

نیز مهد آتش و نگهدارنده آتش ایران زمین است .

 در یزد نیز همین دید و بازدید های شبانه "آتشون"

گفته می شود . در جشن های ملی آتش بازی از

مهم ترین کارهای ایرانیان است . در بسیاری از عروسی

های اقوام ایرانی آتش افروخته می شود .

دهها آتشکده در ایران به همین دلیل بنا گشت که بسیاری از

آنان توسط تازیان ویران گشته ولی برخی دیگر پابرجاست .

در قلب کویر ایران خور مردمان پس از

درگشت نزدیکان خود تا سه شبانه روز هنگام غروب آفتاب

 آتش می افروزند و عده ای دیگر در آن هنگام

به فاصله چند متر از یکدیگر نیاکان خویش را نیایش میکنند .

هنوز هم در بسیاری از نقاط کردستان ایران نه تنها چهارشنبه

سوری بلکه شبهای نوروز نیز آتش افروخته

می شود . عده ای از مورخین قدیمی برای ملی کردن

نام چهارشنبه تازی گفته اند که زمانی که زرتشت

گاه شماری برای ایران بنا کرد نوروز به چهارشنبه افتاده

 بود و برای همین ایرانیان شب قبل از نوروز را

شادی وپایکوبی می نمودند . ولی بی شک چهارشنبه واژه ای

تازی از پس از اسلام است . ولی جشن

چهارشنبه سوری از هزاران سال پیش از اسلام برقرار بوده است .

در اصفهان به پاسداشت ابر مرد فیلسوف جهان اشو زرتشت

 سه کپه آتش در شب چهارشنبه سوری

درست می نمودند که همان "کردار نیک , گفتار نیک , پندار نیک"

 است و با این شعار جهانی زرتشت به

استقبال سال جدید می روند . تا سال آینده سالی باشد که

 یزدان پاک انان را در پناه انسانیت و دوستی و

صلح به سوی روشنایی هدایت کند .

در روستاهای اطراف بندر عباس از ساعتی مانده به غروب

 ساز و دهل می نوازند و شروع به رقص و

شادی می نمودند . در همان هنگام زنانی که به تماشا

ایستاده اند "کی کنک" یا هلهله می کنند . سپس

ساعتی پس از رقص و شادی آتش ها را کپه کپه

با فاصله ای از یکدیگر بنا می نمودند و از روی آن می

پریدند و این را بلند می گویند :

زردی مه به تو , سرخی تو به مه

مردمان خراسان با بر پا کردن هفت کپه آتش مقدس چهارشنبه سوری را گرامی می دارند . حتی زنانی که

بچه شیرخواره دارند با بغل کردن آنان از روی آتش می پرند . هفت کپه آتش از همان عدد هفت مقدس

ایرانی سرچمشه گرفته است . در شهرهای خراسان همان زردی من از تو و سرخی تو از من گفته می شود

ولی در روستاها این شعر محلی خوانده می شود :

آلا به در بلا به در , دزد هیز از دها به در

در خور نیز چهارشنبه سوری به همین شکل برگزار میگردد که غروب خانواده ها چند برگ خشک خرما به

پشت بام می برند و آنرا زیر ناودان بام می گذارند و آتش می زنند . وقتی شعله شکید از بام به کوچه

پرت میکنند و سپس کوزه ای پر از آب را روی آتش می اندازند . زیرا هم آب و هم آتش هر دو از

بزرگترین فروزه های خداوند هستند و هردو نماد پاکی و روشنایی . خور یکی از شهرهای است که برای

آتش احترام بسیار میگذارند . در انارک نیز شعر زیر

را در شب چهارشنبه سوری می خواننند :

غیلا بی در , غیلا بی در , مرد می بد , از ما بی در

در نائین نیز آتش را از بام به کوچه می اندازند و کوزه ای

از آب را به درون آن پرتاب میکنند . سپس

همگان به دور آن جمع می شوند و شادی می کنند .

عده ای بر این باور هستند که پرت کردن آتش از بام

به خیابان قدمت بیشتری دارد و این کار برای درست کردن

دود است تا فروهر های نیاکانشان با استفاده

از دود آنجا را پیدا کنند .

در همدان پس از آتش افروزی و پریدن از روی آن - آتش

را به هوا پرتاب میکنند و جاروها را آتش می

زنند و به سوی آسمان پرت میکنند .

در آشتیان مردم پیش از غروب آفتاب سه کپه هیزم و بوته

 که به زبان محلی "ورک" نامیده می شود

فراهم میکنند و سپس آنرا روشن و از روی آن می پرند .

 سپس شروع به شادی و رقص میکنند . در نهایت

مردمان آشتیان آتش را خاموش نمی کنند و می گذارند

به خودی خود خاموش گردد .

در سنندج پس از افروختن آتش یک جارو را داخل کوزه

سفالی آتش می زنند و مقداری اسفند در آن

میریزند . بعد که از روی آن پریدند کوزه و جارو را از

 خانه بیرون میگذارند . کسی که جارو و کوزه را از

خانه بیرون می برد نباید به پشت سر نگاه بیاندازد .

 عده ای از مردمان آنجا اخگرهای از آتش را از روزنه

های راهرو و اتاق به داخل می اندازند و بر این باور

 هستند که این کار مایه تحکیم بنیان خانواده و مهر و

دوستی بسیار موثر است . در بیجار عروسکی را از

پارچه های رنگی ساخته و از خانه بیرون می برند . این

عروسک را بلاگردان خانواده در سال جدید می دانند .

در کرمانشاه در هنگام پرش از روی آتش می

گویند : زردی مه ارای تو , سرخی تو ارای مه

در تبریز و دیگر شهرهای آذری زبان ایران این سروده را میخوانند

: بختیم آچیل چارشنبه

در رضائیه از سومین چهارشنبه سال جشن شادی

شروع میگردد . آنان سرودهای ملی را اینگونه میخوانند :

یالانچی چرشنبه , خبر چی چرشنبه , آخر چرشنبه .

سپس در آخرین چهارشنبه میگویند : عاطل باطل

 چرشنبه بخیتم آچیل چرشنبه

مردم در بزرگ آباد رضائیه چهار هفته قبل از نوروز شبهای

 چهارشنبه بر پشت بام خانه های خود آتش

می افروزند و به این نام میخوانند : 1 - مشتلق چی 2- کوله 3- قره 4- آخر چارشنبه . در سومین

چهارشنبه همه باید به پشت بام بروند و بگویند

 روغن خودمان مال خودمان به همسایه نرود .

در آستارا چهارشنبه سوری را بسیار احترام میگذارند

 . آنها کپه های آتش را به تعداد 3 یا 5 یا 7 بنا می کنند

سپس همه با فاصله از روی آن می پرند .

 در آستارا سالخوردگان برای پریدن از روی آتش بر دیگران

برتری دارند . در هنگام پرش همه سروده های دست جمعی می خوانند و شادی میکنند .

در گیلان چهارشنبه سوری را گول گول چهارشنبه

می نامند و ساقه های برنج کلوش یا گون را بروی آتش

می اندازند و برافروختن آن کمک میکنند . در بندر

 پهلوی هنگام چهارشنبه سوری این سروده را بلند و

دسته جمعی میخوانند :

 

گول گول چارشنبه

به حق پنشنبه

نکبت بیشه شوکت بی ی

زردی بیشه سرخی بی ی

گول گول چارشنبه

در لاریجان این سروده را میخوانند :

چهارشنبه سوری کممه

پار دسوری کممه

مه زردی بورت کش

ته قرمزی بی ی م کش

در اشکور بوته های آتش را بر پشت بام می برند و آنجا آتش می زنند و این سروده را میخوانند :

کل کل چهارشنبه

گل گل چهارشنبه

فردا بهاره شنبه

فردا بهار شنبه

هرنج و رنجی بکله

گرفتاریها و رنج بریزد

می سکه رنجی به کله

رنج من که مثل رنج سگ است بریزد

سپس خاکستر را در کوچه ها می ریزند و

 صبح چهارشنبه یک کوزه شکسته و مقداری خاکستر و یک جارو

7 , 5, کهنه بر میدارند و در وسط کوچه قرار میدهند .

در بیشتر روستاهای طبرستان ایران دسته های 3

تایی آتش برپا میگردد . که بیشتر از بوته های گون یانی

و ساقه برنج است . همه افراد باید 7 بار از روی

آن بپرند . سپس این سخن را تکرار میکنند :

من پرمه ته سر

می زرده ته

تی سرخه مه

ارمنی های ایران جشن چهارشنبه سوری را با نام

 " درن دز " برگزار میکنند . آتشی برافروخته میکنند و از

رویش میپرند . شمع های روشن میکنند و به خانه هایشان

می برند . تا برکت آتش به خانه هایشان بیاید .

این جشن در سال 1347 برابر با 25 بهمن در

ایران بسیار باشکوه برگزار شد بوده است .

در شهرهای ایران که گویش ها یکی است

 این سروده های خوانده می شود :

بترکه چشم حسود و بیگانه

چه بیرون و چه تو خانه

شنبه زا , یکشنبه زا , دوشنبه زا , سه شنبه زا , چهارشنبه زا , پنجشنبه زا , جمعه زا

هرکه از دروازه ها تو میاد

هر کی از دروازه ها بیرون میره

زاغ چشم , سیاه چشم , ارزق چشم

بترکه چشم حسود و بیگانه

چه بیرون و چه تو خانه

کوزه شکستن در شب چهارشنبه سوری :

برای پیشواز رفتن جشن نوروز جشن کوزه شکستن

چهارشنبه سوری یکی از مراسمهایی است که برای استقبال از

آن انجام می گیرد . مردم برای رفع بلا ها و مشکلات و

چشم های بد کوزه های آب قدیمی خود را می کستند . در

خراسان پس از جشن و شادی شب چهارشنبه

سوری مردم درون کوزه کمی زغال و نمک و یک سکه می گذاشتند و

همه افراد خانواده آن را دور سر خود می چرخانند و

سپس آنرا از بالای پشت بام به بیرون پرت میکنند تا سیاه بختی

- چشم شوری و فقر از خانه هایشان در آغاز سال نو بیرون رود .

در یوالار رضائیه و برخی نقاط کردستان , مردم پیش از طلوع خورشید روز سه شنبه از هر خانواده ای یک نفر

سرچشمه می روند و کوزه را از آب پر میکنند و

به خانه ها می آورند . روز سه شنبه کوزه های آب را در گوشه

های خانه می گذارند و آنرا در پخت نان مخلوط

میکنند و نان می پزند . در تبریز برخی مردم برای شوخی شب

چهارشنبه سوری از بالای پشت بام ها بر سر

 یکدیگر آب می ریزند و آب را مایه روشنایی میدانند . این مراسم در

زمان ساسانیان نیز انجام می گرفت .

اسفند دود کردن و به صحرا رفتن شب چهارشنبه سوری

این مراسم در بیشتر نقاط ایران زمین انجام می گیرد .

 هدف سلامتی و تندرستی و رفع چشم های بد است . در

کردستان و کرمانشاه مقداری پیاز , چند جفت جوراب و

 چند ظرف شکسته نیز بیرون می ریزند . کردستان و اقوام

کرد در شب چهارشنبه سوری همانند سیزده به در به صورت دسته جمعی یا تک تک به صحرا می روند و به

آبهای زلال چشمه ها نگاه میکنند . مدتی در صحرا شادی

 و رقص میکنند و زنان چند تار موی بچه هایشان را قیچی

میکنند و به دست نسیم , باد , آب رودخانه و . . . می سپارند . سپس با کوزه های آب به خانه هایشان می آیند .

 

تخم مرغ شکنی شب چهارشنبه سوری

تخم مرغ شکستن یکی دیگر از بازیهای مخصوص ا

ین شب است که با هلهله کردن و رقص و شکستن تخم مرغ

صورت می گیرد . در کرمانشاه "خاجنگی" ,

در یوالار رضائیه "یومورتا ساواشدیرماخ" گفته می شود . برای این

کار معمولا تخم مرغها را رنگ میکنند . سپس یک نفر

 تخم مرغ را در مشت خود قرار میدهد به طوریکه سر تخم

مرغ بیرون باشد و شخص دیگری با تخم مرغ خود

به آن ضربه می زند . هریک از تخم مرغ ها که شکست آن

شخص بازنده و باید تخم مرغی را به برنده بدهد .

 بسیار مشاهده شده است که یک شخص دهها تخم مرغ را در این

شب برنده شود و بسیاری به جای آن از گوسفند

و مرغ و خروس نیز استفاده میکنند . مردمان گرگان چند ساعتی

قبل از اجرای مراسم در جنگلها می روند و پیاده روی

میکنند و سپس شروع به جشن گرفتن و شادی میکنند .

شال اندازی شب چهارشنبه سوری

این مراسم در مناطق شمال غربی و غرب ایران به وفور

صورت می گیرد , در رضائیه , شاهپور شهر , تبریز ,

کردستان , کرمانشاهان و . . . . در شاهپور شهر

 آذربایجان مردم از بالای پشت بام شالی بلند را به درون خیابان

آویزان میکنند . مردمان از خانه هایشان بیرون می آیند و شالها را پر از میوه و آجیل میکنند و سپس افراد بالای بام

شال را به بالا میکشند . عده ای که نامزد یا دوست

 دختر یا پسر دارند به خانه های نامزدشان یا دوستانشان می روند

و با آنان این مراسم را اجرا میکنند . آذری ها می گویند :

 شال سالماخ . در کردستان نیز به وفور این مراسم انجام

می گیرد و قبل از آن در بامهای خود آتش می افروزند.

 در کردستان می گویند : هتری و متری شتیکمان بوبخه نه

بن چیری . سپس مردمان هدایا را بین خود تقسیم می کنند

و در آخر شب به خانه های خود باز میگردند .

 

مراسم فال گوشی شب چهارشنبه سوری

پس از آنکه آتش افروزی به پایان رسید زنان و مردان ایرانی آرزوی خود را برای سال جدید در ذهن یاد آوری

میکنند و سپس به گوشه ای مخفی می شوند .

در رضائیه و نقاط شمال غربی ایران مردمان پارچه هایی بر سر خود

میاندازند . سپس در سر کوچه های , داخل خانه های

و سر گذرها مخفی می شوند . سپس مشغول فال گوش شدن

می شوند و به سخنان افراد عابر خیابانها ,

ساکنین منازل و مردمان دیگر گوش فرا می دهند . سپس سخن او را با

این برداشت می پندارند که پاسخ به آروزیشان

در سال جدید بوده . پیش خود این امر را تداعی میکند که سخن آن

فرد در جواب نیت او است و چون در روزهای نوروز بیشتر

 سخنان مردم درباره شادی و سلامتی و نیکی است پس

بیشتر حاجت ها را برآورده شده میدانند . در رضائیه مردم

 هنگام مخفی شدن کلیدی را زیر پای خودشان می گذارند

که این کار برای گشایش کارها در سال جدید است .

در کردستان و کرمانشاه ایرانیان برای اثبات فالگوشی به درب

خانه سه نفر می روند تا از پاسخ به نیتشان مطمئن گردند .

مراسم فال کوزه در شب چهارشنبه سوری

از زیباترین مراسمهای ایرانی

مخصوص چهارشنبه سوری مراسم فال کوزه است

 . پس از پایان آتش افروزی و

مراسمهای جشن و شادی و رقص دسته جمعی زنان و مردان ایرانی به

داخل خانه هایشان باز میگردند و شروع به

فال گرفتن برای آرزوهای خود میکنند .

 وسیله نخست این بازی دسته جمعی کوزه است .

 در اصفهان این مراسم را

" فال بولونی" , در گودین کنگاور" فال قزیل" یا " فال گوشه"

 می گویند . زنان شب قبل از چهارشنبه یک کوزه

آب ندیده را بر می دارند سپس هر نفر یک قطعه انگشت

ر یا سنجاق یا گوشواره یا انگشتانه را داخل کوزه می اندازند

و پر از آب میکنند . سپس روی دهانه کوزه سینی , صابون , کیسه حنا , سورمه دان و نقل می گذارند . دختر

کوچکی کوزه را داخل تنور می گذارد و سینی را روی آن .

 روز چهارشنبه سوری پس از خوردن آش رشته که از

غذاهای اصلی این شب است و پایان آتش بازی همان دختر کوزه را به زیر دامن خود قرار میدهد و یک نفر دیگر

هم دیوان حافظ را می آورد . سپس هر قطعه را برای نیت

یک نفراز داخل کوزه بیرون می آورد و برایش فال می

گیرند . در خراسان آب داخل کوزه نمی ریزند .

در اصفهان به جای حافظ " چاربیتو" می خوانند . در کنگاور

کرمانشاهان روستای گودین بدون آنکه آب

 درون کوزه بریزند نشانه ها را داخل میکنند و درب کوزه را با دستمال

میبندند . سپس با ریسمانی از ناودان آویزان میکنند .

 در خور این مراسم " فال هنشکو" نام دارد .

آجیل شب چهارشنبه سوری

پایان شب چهارشنبه سوری پس از رقص و

 پایکوبی های دسته جمعی و آتش افروزی خانواد

ه ها دور هم جمع می

شوند . سالخوردگان شروع به خواندن داستانهایی از

 شاهنامه می کنند . زنان اسفند دود میکنند و سپس سینی های

آجیل را می آورند . مواد داخل این آجیل در نقاط مختلف ای

ران گوناگون است . برای نمونه در خراسان انجیر

کشمش - خرما توت خشکه فندق پسته و بادام است

. در بزرگ آباد رضائیه : کشمش مویز گردو بادام

سنجد خرما انجیر شیرینی آب نبات تخمه قاقوت

و تخم مرغ رنگی است . در شاهپور آذرآبادگان

: کشمش - نخود گردو فندق انجیر- بادام شاهدانه است

 و بسیاری بازارهایشان را چراغانی میکنند . در

بسیاری دیگر از نقاط ایران زمین آجیل شب چهارشنبه

سوری به شرح زیر است : تخمه شاه بلوط باسلق

برنجک مغز گردو برگه هلو برگه زردآلو جوزقند و آلو است .

آش شب چهارشنبه سوری

در بیشتر نقاط ایران در این جشن ملی آش می پزند .

 آش در لاریجان هفت نوع بنشن هفت جور سبزی و هفت

ترشی را در خود دارد که هفت ترشی آش نامیده می شود .

 در خراسان چهار رنگ پلو برای چهارشنبه سوری

درست میکنند . که بیشتر رشته پلو عدس پلو زرشک پلو و ماش پلو است . سپس آنرا بین اقوام خود تقسیم

میکنند . در شاهپورشهر آذرآبادگان در بیشتر منازل پلو می خورند .

در رضائیه کوفته می خورند . در بندر عباس

پس از خوردن غذای معمولی نان و نمک و پیاز را در سفره می پیچند

و سپس در زنبیل مخصوص خود که "

کندوک " نام دارد و از برگ خرماست قرار می دهند ولی

 تا صبح نباید دست بخورد . این کار بدین جهت است که

خیر و برکت برای خانوداه همیشگی باشد .

 در اصفهان ظهر مراسم جشن آش رشته درست و میل میکنند . زنان

سمای مازندران در شب مراسم گندم خیس میکنند و

روز چهارشنبه سوری با آن گندم و چند نوع سبزی صحرایی

آش درست میکنند و برای همسایگان خودمی فرستند .

در برخی مناطق رسم است که همسایه نباید ظرف آش را

بشوید و همانگونه آشی باید تحویل کسی که آش را تقسیم

کرده است بدهد . در آلاشت آش ترشی درست میکنند .

قاشق زنی در جشن چهارشنبه سوری

این مراسم مخصوص شب جشن است و هدف از آن

 جمع آوری حبوبات یا پول آن برای پختن آش شب چهارشنبه

سوری است . زنان و جوانان با انداختن روکشی بر سر

 خود بر در منازل می روند و با زدن قاشق بروی پیاله ای

درخواست حبوبات می کنند بدون آنکه سخنی بگویند و

معمولا خود صاحب خانه مقداری مواد لازم برای آش را در

پیاله آنان می ریزند . در خراسان به جای قاشق از ملاقه

 استفاده میکنند . رسم بر این است که خانواده هایی که

مسافر یا بیمار دارند به شخص قاشق زن چیزی نمی دهند و

با گفتن ناخوش داریم و سفری داریم شخص را دور

 

میکنند . این کار برای جوانان بیشتر جنبه تفریح و شادی

 دارد ولی برای زنان هدف و گرفتن مراد خود این کار را

انجام می دهند . شخص قاشق زن نباید سخن بگوید .

 نباید رویش را بر دارد زیرا بد یومن خواهد بود . در کرمان به

جای پیاله کیسه ای را بر میدارند و به در منازل می روند .

به خشنودی نیاکان ایران زمین که هر چه ما امروز داریم

 از رشادت ها و وطن پرستی های آنان داریم

chaharshabeh soori

 

چهارشنبه سوری

منشأ وزمان پیدایش چهارشنبه سوری دقیقاً مشخص نیست. اما در ایران باستان، روز چهارشنبه آخر سال نحوست ‏داشته است و برای رفع نحوست، آتش را که مظهر فروغ ایزدی بوده است روشن می کردند و از روی آن می پریدند. ‏

باورود اسلام به ایران تا قبل از انقلاب اسلامی، این مراسم پابرجا ماند؛ چون آتش در اسلام جزو مطهرات است و هرچیز ‏ناپاکی که در آتش بسوزد پاک و طاهر می شود. از طرفی، اعراب هرچهارشنبه را نحس می دانند و نحوست این روز را ‏به وسیله ی افروختن آتش رفع می کنند.‏

به هر حال این رسم تاکنون در ایران به جا مانده است و در تمام ایران انجام می شود.‏

از یک هفته مانده به عید شهر وضعیت خاصی به خود میگیرد. طراوت هوا که طلیعه  نوروز است و صدای ترقه بچه ها ‏نوید فرا رسیدن عید را می دهد. این تازگی و شور و غوغا در آخرین چهارشنبه سال یا چهارشنبه سوری به اوج میرسد. ‏در این روز با اینکه مدارس رسما تعطیل نیست ولی عملا تعطیل می شود و با هجوم آوردن دانش آموزان و ساکنان ‏روستا های نزدیک شهر به بازار، جای سوزن انداختن پیدا نمی شود. شهر در این روز ها حالتی دیگر دارد، صاحبان مغازه ‏ها هر کدام با ذوق و سلیقه مخصوص دکان خود را تزئین می کنند. آجیل فروش ها در این روز بازارشان از بقیه گرمتر ‏است زیرا مردم عادت دارند بر طبق سنت، چهارشنبه شب آجیل بخورند که مخلوطی است از کشمش و بادام  و گردو و ‏نخود و تخمه و پسته و غیره است. ‏

هوا که تاریک شد در حیاط منازل و کوچه ها آتش روشن می کنند و از روی آن می پرند و می گویند "سرخی تو از آن من ‏زردی من از آن تو" غذای شام شب چهارشنبه حتما باید برنج باشد بعد از شام پسران جوان طنابی برداشته و به بام ‏همسایه ها می روند و آویزان می کنند و صاحب خانه برای شان شیرینی و آجیل و پول به این طناب می بندد  از مراسم ‏دیگر شب چهرشنبه "قاشق زنی" است . کسانی که مشکلی دارند چادری بر سر می کشند و در تاریکی به در خانه ‏ها می روند و در خانه را با قاشق می زنند. صاحب خانه مقداری مواد غذایی مخصوص درست کردن آش و یا آجیل ‏مشکل گشا ( نخود برشته، کشمش، بادام، توت خشک شده و غیره ) در کاسه آنان می ریزد. روز بعد این آجیل بین ‏همسایه تقسیم می شود . از مواد آش نیز آش می پزند و به همسایگان می دهند. فلسفه قاشق زنی آن بود که ‏اهالی یک محل بطور غیرمستقیم متوجه می شدند  یکی از همسایه ها مشکلی دارد و مردم نیکوکار با پادرمیانی ‏بزرگتر های محل به حل مشکل می پرداختند. ‏

تا نیمه های شب صدای بزن و بکوب گوش ها را نوازش می دهد و سرانجام مردم خسته از یک تفریح یک روزه و لذت بخش به ‏خواب می روند ‏

عیر از آنچه گفته شد و در تمامی شهر های ایران انجام می شود، برخی رسوم در بعضی از استانهای ایران ، مخصوص به خود ‏است که در این نوشته به برخی از آنها اشاره می شود:‏

‏1- استان آذربایجان شرقی

تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری ‏این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه،شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت(پارچه) برای خانواده ی ‏عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:

‏« بختم آچیل چهارشنبه» یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.

‏2- استان آذربایجان غربی

خانواده های ارومیّه ای در این شب به خانه ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی ‏تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکیهای زیر باشد

انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک(برنج بوداده) برگه هلو، برگه ‏زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.

‏3- استان اردبیل

در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می ‏پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، ‏سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.

‏4- استان بوشهر

بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، باقایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود. ‏در ضمن کوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، به دیوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.

‏5- استان خراسان

در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه ‏بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می ‏کند و می گوید:

‏«درد و بلام توکوزه

راه بیفته بره تو کوچه»

در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً ‏به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.

‏6- استان خوزستان

در اهواز ،پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشقزنان می ریزند.

‏7- استان سیستان و بلوچستان

در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در می آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست ‏این شب با این عمل از بین می رود.

‏8- استان فارس

در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر وروی دختران می ریزند. زنان نیز با ‏ریختن این آب به روی خود، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر ‏دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.

‏9- استان کردستان

مردم کردستان مخصوصاًروستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، ‏هنگام مراجعت به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سرخود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند ‏و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.

از دیگر مراسم این شب، شال اندازی است که عده ای از جوانان بالای پشت بام خانه ها و کنار درها و پنجره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ‏ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچه ای ،شال را آویزان می کنند. اهل خانه هدیه ای را به شال می بندند که معمولاً سکه، تخم مرغ، شاخه نبات، کله ‏قند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.

‏10- استان کرمان

در کرمان مقداری ذغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان درکوزه خالی می ریزند و شب چهار شنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب ‏می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً از آنچه در کوزه است دور شود.

‏11- استان گیلان

در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای ‏دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هرخانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می ‏خوانند:

‏«گل گل چهارشنبه 

به حق پنجشنبه 

نکبت بی شه  

دولت بی یه 

زردی بی شه 

سرخی بی یه»

یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.

پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند.

در این شب خورشت«ترشه تره» می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را ‏جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارورشوند و میوه ی بیشتری بدهند.

‏12- استان لرستان

در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و باخواندن

‏«زردی مه د تو، سرخی تو د مه» 

یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند.

‏13- استان مازندران

در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه برکشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله «آش هفت ترشی» که از ‏هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز«گزنه آش » که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. ‏اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.

‏14- استان مرکزی

در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه می کنند؛ و یا حلوا درست می کنند و سرگذر می ایستند و ‏به عابران تعارف می کنند. هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سوره ای بخواند و ‏سپس خوراکی را بخورد.‏

 

چهارشنبه سوری در کردستان

 

 

کوههای پر صلابت و کوه راههای صعب العبور ، طی قرون و اعصار ، مانند حصاری طبیعی غرب ایران ، به ویژه منطقه کردستان را از تهاجم و تجاوز بیگانگان حفظ کرده است. نفوذ به این خطه کوهستانی که مرمدش چون عقاب دست نیافتی بودند و جنگاوری آئین آنها بود ، برای فاتحان بسیاری که به ایران آمدند و طوایف و اقوامی که در پهنای ایارن میزیستند ، بهای گزافی می طلبید، بهائی آنقدر گران که ثمره فتح در برابر آن کم رونق بود.

از اینرو در بعضی از مناطق این قلمرو کوهستانی مانند، منطقه « اورامانات » و بخش « حجچ» حتی ردپائی از بیگانگان به چشم نمی خورد. کردستان بعلت دستنخوردگی و بکر ماندن نسبی، چه از لحاظ زبان و چه از جهت سنن و آداب ، بازتاب صادقی از ایران کهن – و یا لااقل گوشه‌هائی از ایران باستان است. در شئون فرهنگی این منطقه بخصوص در قرار و قصبات دور و دورتر تا میزان قابل ملاحظه‌ای اختلاط چندان صورت نگرفته است و قدر مسلم میزان دست نخوردگی آداب و رسوم قومی در مناطق مختلف یک حوزة جغرافیایی با سهولت تحقیق و اخذ نتایج بهتر در امر بررسیهای همه جانبه تاریخی ارتباط مستقیم دارد.

توضیح قبل از مطلب

اصل زبان کردی مناطق کرد نشین ( که لهجه‌های زیادی بمرور زمان از آن مشتق شده است) با شواهد و قرائنی که از لحاظ ریشه لغات میتوان مورد اشاره قرار داد، میرساند که قسمت اعظم این زبان، زبان اصلی قمستی از اقوام آریائی متوطن در غرب ایران بوده است. در مقابلة اکثر واژه‌های کردی با لغات مستعمل در مکتوبات دوره‌های مختلف( قبل و بعد از اسلام) میتوان دریافت: که زبان فارسی گذشته همین زبان کردی فعلی در مناطق اورامانات بوده است.

اما در حال حاضر مانند اکثر زبانها، این زبان نیز دستخوش اختلاط قرار گرفته و بخصوص در سنندج که مرکز استان کردستان است، زبان مکاتبه فارسی و زبان مکالمه یکی از لهجه‌های کردی است که با حفظ قواعد دستوری مربوطه با لغات زیادی از زبان های فارسی امروزی، عربی، ترکی، مغولی و حتی فرانسه و انگلیسی و روسی آمیخته است و من حیث المجموع لهجة خاصی را در کردی بوجود آورده که مورد تکلم عمومی این شهریستان است. مضافاً باید یاد آور شوم که : لغات بیگانه مور داشاره در زبان کردی طی سالیان دراز با حفظ اصول دستوری خاص خود و خصوصیات لهجه ای و لحن ادای کلمات و حتی زبان ادب کردی در نظم و نثر طوری آمیختگی و هماهنگی حاصل نموده است که در حال حاضر یک زبان مستقل و با اقلا یک لهجه خاص را تشکیل داده استکه در حدود بیش از دویست سال هزار نفر با آن تکلم میکنند.

چووار به معنی چهار

شمه به معنی شنبه

اکوله به معنی کوتاه ، بی دنباله ، دم بریده ، ابتر و بی دم است.

ابته باید توجه داشت که در فارسی نیز کل به معنای مذکور بکار میرودو در عربی نیز ابتر معادل آن است. مثلا میگویند مرغ کل یعنی مر بی دم یا کل و کوتاه که مترادف میباشند چهارشنبه آخر سال را در کردستان چهارشنبه بی دنباله ( چوارشمه کله) میگویند، زیرا در آن سال آخرین چهارشنبه سوری است که چهارشنبه دومی را بدنبال ندارد.

درسنندج بر خلاف اکثر شهرستان های ایران در شب چهارشنبه سوری ( چوارشمه کله) آتش افروزی نمی کنند. آتش افروزی و آتش بازی و از روی آتش پریدن و ترقه در کردن و… سایر کارهائی که در تمام شهرستانها در شب چهارشنبه سوری اجرا میشود، در سنندج انجام نمی گیرد، این آئین در سنندج باشکوه بیشتری در شب عید نوروز اجرا می گردد که آن خود نیز مستلزم شرح جداگانه‌ای است.

چهارشنبه سوری( چوارشمه کله) سنندج از ظهر روز سه شنبه تا بعد از ظهر چهارشنبه به این صورت اجرا میشود:

به دباغخانه رفتن

 از ظهر روز سه‌شنبه آخر سال جنب و جوشی که مقدمه اجرای مراسم است در میان زنان، دختران، اطفال و گاهی نیز تعدادی از مردهای جوان و میان سال بچشم میخورد. شیوه تدارک برای اجرای مراسم آنقدر گویا است که اگر کسی از تقویم روز هم بی اطلاع باشد، از قرائن می فهمد که شب چهارشنبه سوری است.

در حدود ساعت3 – 2 بعد از ظهر از محله‌های شهر دسته دسته زنان و دختران و بچه‌ها که همه لباس‌های تازه و پر زرق و برق پوشیده و در حد متداول آرایش یا بهتر گفته شود سرخ آب سفید‌آبی کرده‌اند راهی دباغخانه ( بان دواخانه ) میشوند.دباغخانه در پائین شهر در محلی که یک نهر از کنار آن می گذدر ، واقع است ( همانطور که از مفهومش پیداست دباغخانه کارگاهی است که چرم خام گوسفندان و حیوانات را در آنجا دباغی می کند. از قدیم مرسوم بوده است که این قبیل کارگاهها از جهت حفظ بهداشت عمومی در خارج از شهر باشد تا فاضل آب حاصل از کار دباغی در منطقه مسکونی جاری نشود).

هر کدام از زنان و دختران دم بخت یک تخم مرغ و یک شیشه خالی یا ظرف سفالی خای همراه میبرند و در منطقه وسیعی که اطراف آن را باغات (گریاشان) در بر گرفته و نهر بزرگی از وسط آن می گذرد پراکنده شده و بعد هر کسی سعی دارد خود را به مجرای خروجی فاضل آب دباغخانه ( البته فرض از فاضل آب: همان آب است که از حوضچه‌های مخصوص دباغی چرم خارج میشود) برساند که در نتیجه سر و صدا و بیا و برو و قیل و قال برپا میشود. وقتی این سرو صدا و ازدحام با انواع چادرهای گل گلی در می آمیزد ، از دور منظره بسیار جالبی را به وجود می آورد.

هر یک از دختران بمحض رسیدن به محل مورد نظر و دسترسی به آب خروجی دباغخانه تخم مرغی را که همراه آورده، سرشکن میکندو پس از ریختن سفیده و خوردن زردة خام آن ، با همان پوسته تخم مرغ که در حال بصورت یک فنجان کوچک قابل استفاده است، دو سه بار ( در حالی که زیر لب هر کس به فراخور آمالش نیت میکند) از آب مورد نظر بر میدارد به سر و صورت و موها و لباس‌هایش می پاشد. پس از آن شیشة خالی را که همراه آورده از همان آب دباغخانه پر و محل را برای دیگران که قیل و قالشان به هوا بلند است خالی می کنند.

تا اینجا کار دباغخانه این یکنفر یا چند نفر که با هم هستند خاتمه پیدا کرده ولی هنوز مراسم ادامه دارد.

دخترها در هیاهوی شادمانه‌ای بقول خودشان: « خوش و بش» که معادل اصطلاحی فارسی آن { گل بگو گل بشنو میشود( خوش بمعنای اصلی و بش مهمل آن است)} میکنند.

اگر کسی به صحبتهایشان گوش بدهد این کلمات را خواهد شنید: « خواهر بلا دور ، از نحوست بدور، بخت باز، دلت شاد، از چشم بد و جادوی بدان در امان، چشم حسود کور»‌و این زمزمه‌ها بصورت نجوای گنگ و پر طنینی در فضا به موج میافتد. هر چند نفر که با هم آمده‌اند جمع میشوند و دسته دسته بدون قاعده و بطور عادی راهی خانه‌هایشان میشوند. بر خلاف عرف مسلم در این روز هیچکس به دوستانش تعارف نمی کند که بمنزل او برود. چون همگی در جریان اند که در این روز نباید کسی نحوست چهارشنبه آخر سال را با خود به خانه دیگری ببرد.

هر کس پس از رسیدن بمنزل فوراً آب دباغخانه را که در بطری همراه آورده است ، در حاشیه اطاقها و کنار فرش و اثاثه منزل و مخصوصاً پاشنه درها می پاشد و نیت می کند که : تمام بلایا و نحوست اعم از فقر و مرض و پریشانی و بدشانسی و … از خانه و کاشانه ما دور شود.

در اینجا رسم دباغخانه رفتن خاتمه پذیرفته است.

دود کردن اسپند

تقریبا آقتاب دارد غروب میکند و هنگام دود کردن اسپند است. مقداری اسپند ( بادانه وپوسته غلاف آن ) روی آتش میریزند و ضمن اینکه تمام افراد خانواده خود را روی دود آن میگیرند، سعی می کنند دود در تمام اطاقها و گوشه کنار خانه فوذ کند و با دود و دم ساپند نیت خود را همانا کور شدن چشم حسود و کوتاه شدن دست جن و شیاطین اززندگی شان و دور شدن بلا از جسم و جان خود و عزیزان با صدای بلند ادا کرده و با خواندن الحمد و قل هو الله در میان دود فوت میکنند و تا آخرین دمی که دود هست، دست و صورت و دامن خود را روی آن می گیرند.

زاج سوزی

این رسم عمومیت ندارد. اما اگر در طول بعد از ظهر سه‌شنبه تا آخر وقت چهارشنبه ، بر حسب اتفاق برای بزرگسال و یا کودکی حادثه و یا سانحه غیر منتظره‌ای پیش آید و ی شئی قیمیتی بشکند و ضرر و زیانی به بار آید معتقدند که نحوست چهارشنبه سوری سبب آن بوده است.

بسیاری از مردها انگیزه این بلیه ناگهانی را چشم زخم میدانند. در اینجا بنابر سابقه ذهنی و کدورت حاصل از فردی از اطرافیان ، اول نسبت به او ظنین میشوندو ر درجه دوم به فرد ناشناخته‌ای گمان چشم زخم میرود.

پس : یک تکه (چند گرمی) زاج سفید را در میان آتش می اندازد تا خوب بسوزد.  بعد زاج را که در آتش بعلت تبخیر آب تاول زده و بهر حال شکل بخصوصی بخود گرفته ، نگاه میکنند.

اگر شکل زاج حاصل از سوختن. به صورت تقریب یکی از حیوانات ( چرنده – خزنده- حشرات…) در آمده باشد( که این یکی فقط در مورد بچه‌ها بکار میرود) معتقدند که بچه از فلان جانور ترسیده یا از ترس آن دچار تصادف شده است و اگر نتوانستند وجه شبهی در ذهن خود درست کنند( که این یکی عمومیت دارد) مطمئن میشوند که اثر چشم زخم است. در هر دو صورت، زاج سوخته و شکل گرفته را زیر پای مصدوم له میکند تا بدان وسیله سبب را از بین برده و رفع بلا کنند. سپس نوبت به نان و نمک یرسد.

نان و نمک

مقداری نان ( معادل یک لواش) که مقداری نکم طعام در آن ریخته و مچاله کرده‌اند، بدست یکی از بچه‌ها میدهند ( معمولا دختران نابالغ را مامور اجرای این کار میکنند) در صورت نداشتن دختر، پسر چه  و در غیر آن یکی از بزرگسالان نان را بدست می گیرد. به او سفارش اکید میکنند که نان و نمک را در کنار دیوار کوچه بگذارد و بی اینکه دوباره به آن دست بزند و یا روی خود را بطرف آن برگرداند، به خانه برگردد. در این مورد عقیده دارند که : هر گرهی در جریان رزق و روزی آنان باشد، بدینوسیله باز و گشایش در کار و در آمدشان حاصل خواهد شد. در ضمن خود بخاطر دارند و به بچه ها نیز توصیه میکنند که در تمام 24 ساعت چهارشنبه هوشیار باشند به این نان و نمک مچاله شده که در کنار دیوارهای معابر عمومی گذاشته شده است، دست نزند و گرنه گره در کار روزی ایشان خواهد افتاد.

یادآوری این نکته ضروری است که اعتقاد به این مجموعه رسوم مخصوص طبقه عوام است که اکثریت نیز با آنهاست. در اعتقاد این طبقه کلیة چهارشنبه‌ها نحس است اما عمیقاً بهنحوست چهارشنبه سوری( چوارشمه کله) مومن هستند و حتی الامکان سعی میکنند که از «لگد »! چوارشمه کله در امان باشند همچنین عقیده دارند در شب چهارشنبه‌ها و بصوص چهارشنبه سوری حالت مجانین دگرگون و خیم میبشود و خطرناک کمکشان میکنند.

بر شالوده این عقیده ، در تمام چهار شنبه‌ها بطور اعم و در چهارشنبه‌آخر سال بطور اخص هوشیار و محتاطند که خود و بچه‌ها را از هر نوع تصادف احتمالی، نزاع و کدورت ، قرض گرفتن ، شکسته شدن وسایل، آوردن هر نو شیئی سیاه به خانه، مسافرت کردن، مهمانی رفتن و مهمانی دادن بر حذر دارند. بر عکس حصول ر امر نیکی را ( بجز عقد و عروسی) در شب و روز چهارشنبه مبارک میدانند. اعتقاد بر این است که :

حدوث هر امر نیک یا بد در چاهرشنبه عادی، تا چهار شنبه‌های بعد و در چهارشنبه سوری قطعاً تا سال لاینده ، تکرار خواهد شد. در اینجا گمان بر آنست که عقد و عروسی با اینکه از امور خیر است، تکرارش نتیجة عکس میدهد!

جار و سوزی( گز گه کوتره سوزانن)

هوا تاریک شده و چهارشنبه در جلد شب فرو رفته است. در هر خانه ، یک دسته جاروی کار کرده و کهنه را که به زبان محلی« گز گه کوتره »‌میگویند( گز گ یعنی جارو- ه آخر گ = علامت تعریف معال (ال) عربی – کوتره یعنی = وارفته) مهیا میکنندو یک سکه پول ( سابق شاهی- دهشاهی و … امروز شاید 10 ریال 20 ریالی ) در داخل میگذارند و آن را آتش زده از دیوار حیاط به بیرون پرتاب میکنند.

سعی بر آنست که جاروی آتش گرفته اولا به در و بام و خانه همسایه‌ها نیفتد و ثانیاً بعد از انداختن آن مطلقاً پشت سر خود را نگاه نکند، چه در آن صورت تمام بلایا روی سر خودشان خال میشود.

در این مورد اعتقاد بر این است که آخرین جزء نحوست چهارشنبه سوری و بلایا و مصائب سال کهنه را با جارو جمع و در داخل آن قرار داده و سوزانده و خاکسترش را نیز به باد فنا سپرده‌اند.

به بچه‌ها اکیداً توصیه می شود که مبادا از این سکه‌ها سوخته و سیاه شده یا نان و نمک مانده در معابر بردارند و حتی به آنها دست بزنند! عقیده بر آنست که در صورت انجام چنین عملی، تمام بلایا روی سر آنان خالی میشود. فقط گدایان و ارباب استحقاق میتوانند بدون خطر و نحوست چهارشنبه سوری، صبح روز بعد ای سکه‌ها و نان و نمک ها را جمع آوری و مورد استفاده قرار دهند.

سفال شکنی

در مورد رسم سفال شکنی ( شب چهارشنبه‌ها) و روز چهار شنبه سوری ، الزاماً باید این نکته را یادآور شد که : بر اساس یک اعتقاد دیدرینه چون بخواهند فردی را در حال رفتن، بد بدرقه کنند و غرض این باشد که دیگر آن شخص بر نگردد و او ار هیچگاه نبینند، بدنبال او یک ظرف کهنة سفالی ( که معمولا از نوع دیزی یا امثال آن است و بمرور ایام ترک برداشته و سیاه شده است) می شکنند و معتقدند : دیگر چهرة این آدم را که بعللی از او متنفر شده‌اند نخواهند دید و همچنین معتقدند که این کار برای آن شخص ایجاد گرفتاری و بلا خواهد کرد.

همانطوری که بر عکس این قضیه یعنی ( آب روشن بدنبال مسافر ریختن برای سلامت و امید به دیدار مجدد) بین اکثر اهالی نقاط مختلف ایران رسم است. رسم بد بدرقه کردن با شکستن کهنه سفال در میان اهالی این سامان نیز سنتی است دیرینه .

باری… بر اساس معتقدات مذکور، عصر روز چهارشنبه سوری(چوارشمه کله) در هر خانه، سفال کهنه‌ای را که قبلا آماده کرده‌اند دم دوازده میشکنند و میگویند « بر وچهار شنبه نحس تا دیگر برنگردی. برو و تمام نحوستت را با خود ببر» در این مورد نیز عقیده دارند که نباید به سفال شکسته‌ها دست زد.

این سفال کهنه را در اصطلاح محلی زبان خود: کاسه کلکه میگویند.

کلیه مراسم چهارشنبه سوری( چوارشمه کله) در اینجا پایان پذیرفته است. البته در طول 24 ساعت چهارشنبه . بچه ‌ها و جوانها لباس نو می پوشند: خاواده‌ها غذاهای مخصوص ، از جمله انواع آش می پزند. و تنقلاتی از قبیل آجیل و قل و شیرینی مصرف می شود. اغلب خانواده‌ها در این روز گندم و کنجد و نخود و عدس برشته که در خانه تهیه میشودبرای بچه‌ها روبراه می کند- حال اگر بر حسب اتفاق زمانی، شب چهارشنبه سوری و شب عید همزمان باشد، از ظهر روز سه شنبه تا غروب تمام رسوم یاد شده را اجرا و بعد بمراسم عید نوروز که بسیار مفصل و در خور تحریر جداگانه ای است می پردازند. عقیده بر این است که ظهور عید قسمت اعظم چهارشنبه را در خود حل کرده و بر آن سایه میاندازد.

 

 

پیشنهاداتی در باره چهارشنبه سوری
/*<![CDATA[*/ <!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Mitra; panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:24577 0 0 0 64 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-language:FA;} @page Section1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} /* List Definitions */ @list l0 {mso-list-id:430668899; mso-list-type:hybrid; mso-list-template-ids:-675491736 227674864 67698713 67698715 67698703 67698713 67698715 67698703 67698713 67698715;} @list l0:level1 {mso-level-text:%1-; mso-level-tab-stop:36.0pt; mso-level-number-position:left; text-indent:-18.0pt;} ol {margin-bottom:0cm;} ul {margin-bottom:0cm;} --> /*]]>*/ 

مقدمه :

 

          چهارشنبه سوری یک سنت ملی و باستانی می باشد که دارای ادبیات فولکلوریک شامل مضامین آموزشی در قالب فرد و اجتماع است . آنچه این سنت را در آخرین روزهای سال زیبا و دلنشین می کند ایجاد همبستگی و یکدلی و یکرنگی ایرانیان به سمت و سوی یک انگیزه مشترک است و انیچنین است که ما را از اقوام و نژادهای دیگر جدا کرده ونام ایرانی بر ما نهاده اند ..

دانستن آغاز پیدایش آداب و رسوم اقوام و مسیر طی شده آن در طول تاریخ و هجوم فرهنگها و آداب و رسوم اقوام بیگانه ، یا حمله اقوام مختلف و یا منسوخ شدن و فراموش شدن در طی سالهای گذشته جهت مطالعه یک اسطوره و یادگار تاریخی ، قابل مطالعه ، تفکر و نیازمند توجه و پیگیری است .

اینکه یک سنت باستانی مثل چهارشنبه سوری پس از طی سالهای متمادی تبدیل به یک سری اعمال خطرناک و مخاطره آمیز شده است قابل تعمق و تامل است .

در فرهنگ نوروزی چهارشنبه آخر هر سال که به چهارشنبه سوری معروف است جایگاه ویژه ای دارد در این شب همه باید بکوشند در شبی که طلیعه نوروز تلقی می شود سر و وضع خود را نو کرده و با دود آتشهایی که به هوا می رود هرچه را که کهنه است به دور می ریزند .در ایران باستان جشن سوری رایج بوده است ودر دوره اسلامی چهارشنبه را به آن افزوده اند .

برپایی آتش در این روز نوعی گرم کردن جهان و زدودن سرما و پژمردگی از تن بوده است . چهارشنبه بودنش شاید معرف 4 فصل است .سوری به معنای سرخ است و جادوی گرم شدن هوا .

آئین های چهارشنبه سوری یا شب چهار شنبه آخر سال در 2 قسم است :

یک قسمت از آن عمومی و مشترک در میان تمامی مردم ایران است و قسمت دیگر آئین های مخصوصی است که در یکی دو قرن اخیر مردم آنها را بنیاد نهاده اند .

ازجمله چیزهایی که حتما باید د رشب چهارشنبه سوری بخرند آئینه است که مظهر صمیمیت و یکرنگی است و دیگری کوزه که جای آب است ، آب مظهرپاکی است و بعد اسپند برای دفع چشم زخم .

آتش افروزی بزرگترین سنت در جشن چهارشنبه سوری است در غروب آفتاب گبه های هیزم را روی هم می گذارند دوره هم جمع می شوند خورشید که فرو رفت توده های هیزم به آتش کشیده می شوند گویی می خواهند آتش فروزنده را جانشین خورشید تابنده کنند.

بلاگردانی در این جشن با کوزه شکستن واسپند دود کردن انجام می شود . ایرانیان که جشن نوروزیشان به هنگام نوکردن همه مظاهر زندگی د رمسیر نو شدن طبیعت است چهارشنبه سوری را فرصتی می شمارد تا قضا و بلا را از خود دور کنند با آتش و آب . بوی خاص اسپند ،خاصیت شدید گندزدایی دارد و به همین دلیل در بیشتر سنتها ومراسم از آداب اصلی می باشد وو به گاه چهارشنبه سوری بر آتش می ریزند تا چشم بد را از خود دور سازند .

تخم مرغ شکنی از بازیهای مخصوص چهارشنبه سوری است که ویژه کردستان و نواحی کرد نشین است .

شال اندازی درمناطق غربی و شمال غربی ایران معمول است .

یکی دیگر از مهمترین رسوم جهارشنبه سوری بخت گشایی است. دختران دم بخت آداب گوناگونی را انجام می دهند که مهمترین آن فال گوش است و فال کوزه که همراه با ترانه هاست .

آجیل این شب که در بین اقوام مختلف بصورت آجیل بی نمک است و هر منطقه در ایران آنچه را از محصولات خشکبار بیشتر دارد آماده می سازد.

آش چهارشنبه سوری : در شب و روز چهارشنبه سوری د ربیشتر مناطق ایران آش می پزند . این غذا  مجموعه ای از همه دانه ها ، سبزیها و مواد غذایی را با خود دارد بدان امید که در سال آیند ه برکت بر روزیشان باشد .

در لاریجان در شب چهارشنبه سوری آش می پزند که 7نوع بنشن ،7 جور سبزی و 7 قسم ترشی در خود دارد و آش 7 ترشی نام دارد.

د ربندر عباس حلوا و کلوچه مخصوص در این شهر می پزند تا روز چهارشنبه سوری به بچه هایی که در طلب آن به در خانه ها می آیند بدهند .

د رضمن در شب چهارشنبه سوری افرادیکه مراد و آرزویی دارند آش می پزندبنام آش ابودردا که دانه ها و مواد  اولیه آش  را از راه قاشق زنی گرد می آورند .

مشهورترین پیک نوروزی حاجی فیروز است که درشهرها و روستاها راه می افتد و دایره می زند و در شب و روز چهارشنبه سوری ،شعرهای شادی آور می خوانند و مژده رسیدن نوروز را می دهند .

چهارشنبه سوری در ایران باستان ،یاد آور پاکیزگی و محیا شدن برای تحویل سال با افکار و روحیه ای نو بوده است .

تمام سنبلهای این مراسم خود مصداق تعریفی جامع است از هنجارها و ارزشهای یک قوم که ریشه در فرهنگی کهن با اندوخته های آموزنده دارد ، در سالهای اخیر بزرگداشت این سنت و برپایی جشن پاکیزگی و پیشوازی از سال نو تبدیل به جنگی روحی و روانی شده است که به جای ایجاد شور و هیجان درمیان اقشار مردم ،ترس ، اضطراب ، و دلهره و فرار از این جشن باستانی را بوجود آورده است .

هرساله در چهارشنبه سوری ،عده ای به دلیل خود خواهی ها و رفتارهای غیر اخلاقی ،عده ای دیگر را روانه مراکز درمانی و بیمارستانها  می کنند و با بی خردیهای خود به تخریب و حیف و میل بیت المال دامن می زنندو با این رفتارهای ناشایست چهارشنبه سوری را  به روزی دهشتناک برای اقشار مردم تبدیل می کنند .

لذا با توجه به این شرایط ،طرحی نو در نظر گرفته ایم تا بتوانیم با یاری خدا وند در بین شهروندان فرهنگ سازی جدیدی از چهار شنبه سوری داشته باشیم .البته نه یک فرهنگ جدید بلکه زنده کردن فرهنگی از قدیم الایام برای چنین روزی ذکر شده است .

مراحل اجرای طرحی نو برای صحیح عمل کردن به مراسم چهارشنبه سوری :

1-      چاپ و انتشار کتابی دراندازه جیبی با عنوان (آداب چهارشنبه سوری ) جهت شناساندن صحیح آداب و رسوم این روز سنتی ،بیان ریشه ای آن و جا انداختن این مطلب که چهارشنبه سوری مطلعی برای استقبال رفتن سال نو و عید نوروز است نه روزی وحشت انگیز که هر فرد عاقلی به دلیل بی  احتیاطی ها و اعمال مخاطره آمیز عده قلیل از رفتن به بیرون از منازل خود امتناع می ورزند.

چهارشنبه سوری به استقبال عید رفتن است ،نه به استقبال خطر رفتن ، پس در این کتاب می توان د رابتدا ریشه های این سنت را بیان کرد وبعد آدابی را که دراین روز و شب انجام می دهند مانند چیدن سفره چهارشنبه سوری که به فراموشی سپرده شده ،قاشق زنی ، فالگوش و خواندن حافظ .......و نکات ریز ادبی در مورد رسوم این شب و بیان این نکته که از آتش پریدن منظور پریدن از مقداری بوته است نه هر آنچه که در دسترس است مثل میز و صندلی اسپری و ابزار خطرناک دیگر و توضیح داده شود که امسال نیروی انتظامی مکانهایی را د رچهار نقطه تهران جهت عرضه بوته و مواد محترقه و فشفشه های ایمن ومنور ها اختصاص داده است و فلسفه آن این است که به فرزندان خود یاد دهیم با اینکار می کنیم زردی ما به آتش و سرخی آتش به روی ما آید و به این ترتیب آرزوی تندستی و شادابی برای خود و خانواده داریم و این عمل سنبلیک یعنی پریدن از بوته آتش چنین محتوایی را در خود دارد .

در آخر کتاب می توانیم بخشی را به این مطلب اختتصاص دهیم که درهر یک از استانهای ایران برای این روز و شب سنتی  مراسم خاصی دارند که با تحقیق دراین زمینه می توان نکات مشترک و اختصاصی چهارشنبه سوری را در 30 استان کشور پیدا کرد و اطلاعات را برای آشنایی د راختیار عموم قرارداد .

به طور مثال :در استان آذربایجان شرقی رسم براین است که هر پدر یا برادری وظیفه خود بدانند برای خواهر یا دختر خود د راین شب مجموعه ای آماده کنند که درآن شیرینی آجیل چهارشنبه سوری  که شامل مغزهای مختلف باسلوق ، انجیر و ...می شود و یک قواره پارچه پیراهنی با توجه به وضعیت اقتصادی خانواده تکه ای طلا ، تنگ ماهی ،شمع ، آئینه ، شانه ، ناخنگیر ،سبزه یا سبدی گل و ......وجود دارد

 

آش میوه اردبیل و گول چهارشنبه یا چهارشنبه سوری



این روزها گیر دادیم به اردبیلی ها !!! .... از بس که خوش سلیقه و خوش خوراکن دیگه ...!! الهی سلامت و شاد باشن .... الهی همه ایرانیان هم وطن که درهمه جای دنیا در انتظار تحویل سال نو به سر میبرن شاد و سلامت و سربلند وموفق باشن ...

اگه به سبزی دسترسی ندارین ... خوشحال باشین ...چون نوعی از این آش - سبزی نمیخواد ... هم با کشک و هم با سرکه میتوان مصرف کرد . ( البته فقط با یکی از اونها . چون میگین خوردن سرکه همراه با کشک پوست صورت رو لک میکنه .)

اگه اصرار به مصرف سبزی دارین در صورت تمایل این آش رو دقیقا باهمین دستور میتونین با سبزی آش : یک کیلو تره و جعفری و گشنیز و برگ چغندر هم تهیه کنین .ولی نیازی نیست چون این آش بدون سبزی تهیه میشه و خیلی خوش خوراکه ...


مواد لازم برای تقریبا 10 الی 12نفر

رشته آش 350 گرمی
کوفته قلقلی ریز با 200الی 250گرم گوشت چرخ کرده و پیاز و نمک و فلفل

قیسی زردآلو
آلو زرد
آلوچه
گوجه سبز
به تعداد نفرات د رنظر بگیرین ...من برای هر نفر 3 الی 4 عدد ریختم ...

آلبالو یک چهارم پیمانه
مراقب باشید شور نباشن . در اینصورت خیس کنین و چندبار آبش رو عوض کنین.

در صورت دسترسی چغندر دو عدد پوست کنده و مکعبی کوچیک خرد شده

یک سوم پیمانه نخود
یک سوم پیمانه لوبیا
نصف پیمانه عدس

رب گوجه فرنگی یک قاشق
زردچوبه و نمک و فلفل
پیاز یکعدد برای پختن با حبوبات
کمی پیازداغ برای روی آش
کشک یا سرکه


طرز تهیه :
حبوبات را از قبل خیس کنین و بعد با کمی آب و روغن و یک عدد پیاز و زردچوبه بذارین جداگانه خوب بپزه .
بعد توی یک قابلمه بزرگ و جا دار کمی پیاز داغ درست کنین و برای تزیین آش بردارین و کمی بذارین بمونه . و حالا کمی رب گوجه بزنین و تفت بدین .( میتونین رب گوجه رو بعدا همراه با میوه ها بریزین )




حبوبات پخته و میوه ها رو ( که قبلا شسته و خیس کردین ) به همراه کوفته قلقلی ها ( یا خام یا تفت داده شده ) با کمی آب یا آب گوشت و یا مرغ اضافه کنین .


من با مصرف قرص های سوپ در طولانی مدت به دلیل افزودنی های اون موافق نیستم ولی اگه دوست دارین میتونین استفاده کنین .فقط مراقب نمک غذا باشین ... چون قرص ها نمکشون زیاده و کشک و رشته هم نمک دارن .

میوه ها که نرم شدن و پختن ..... رشته رو بریزین .
تا وقتی رشته ها بپزن گهکاهی آش رو هم بزنین تا ته نگیره . و اگه آبش کم شد آب اضافه کنین .



این آش مزه ملسی داره ...... حالا توی ظرف بکشین و با کشک و پیاز داغ و نعنا داغ و کوفته قلقلی و فلفل قرمز دلمه ای تزیین کنین و یا فقط با سرکه نوش جون کنین .



شام چهارشنبه سوری
بین مردم مرسومه که در این شب شام سبزی پلو ماهی وکوکو سبزی و دلمه وانواع آش از جمله آش رشته می پزن و بعد از شام شب چره ای با آجیل شیرین و انواع مغزها مانند گردو و بادام و فندق و کشمش و خرما و قیسی انجیر باسلوق و شیرینی جات ساده دارن . فقط باید از اسراف و تبذیر و زیاده روی پرهیز کرد . این مراسم بزرگترین حسن اش به سادگی و بی آلایشی اش هستش ... قرار نیست برای تهیه و تدارک این چیزها خانواده ها متحمل زحمت وهزینه زیاد بشن . خوشبختانه و خدا رو شکر با تلاش های نیروی انتظامی تقریبا دو ساله که از وحشیگری و لاابالیگیری بعضی از افراد مزاحم و سودجو کمتر شده و دیگه از افراطیگری و انفجارهای مهیبی که از اوایل بهمن ماه ! شهر تهرون و ایضا چهار ستون بدن ما رو می لرزوند خبری نیست ...
آجیل چهارشنبه سوری آجیل چهارشنبه سوری ریشه در آئین باستان دارد، این آ جیل مشکل گشا معمولاً از هفت نوع میوه خشک تشکیل شده است. در خراسان آجیل چهارشنبه سوری بی نمک است مانند انجیر، کشمش، خرما، خشکه توت، فندق، پسته و بادام خام که خوردن این هفت آجیل بی نمک در آن شب شگون دارد. در روستاهای ارومیه کشمش، مویز، گردو، بادام، سنجد، خرما، انجیر، شیرینی، آب نبات، آینه و سکه قرار می دهند و همه چراغ ها را روشن می کنند.
در برخی شهرهای ایران بازارها را در شب چهارشنبه سوری چراغانی می کنند و به طور کلی در سراسر ایران آجیل چهارشنبه سوری مجموعه ای است از دانه های خشک و میوه های خشک.اسپندسوزی در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران و چه بسا در همه جای این سرزمین که این آئین را گرامی می دارند در آتش چهارشنبه سوری اسپند می ریزند تا چشم بد و آفات و بلایای زمینی و آسمانی را از خود دور کرده باشند. دود کردن و بخور دادن ریشه در آئین باستان دارد و از دیرباز اقوام آریایی با دود و بخور رابطه ای معنوی و اسطوره ای داشته اند، آتش و دود و دعا و بخور هماره دیوان و اهریمنان و آفات اهریمنی را از زندگی و خانه و کاشانه آریایی می رمانده است...

شام چهارشنبه سوری
آش چهارشنبه سوری، آش مراد است، این باور دیرینه ایرانی است که در بسیاری از جاهای ایران در شب یا روز چهارشنبه سوری آش می پزند و نذر می کنند. در خراسان به جای آش چهارگونه پلو می پزند؛ رشته پلو، زرشک پلو، عدس پلو و ماش پلو. در برخی شهرهای آذربایجان نیز به جای آش، پلو می پزند، در ارومیه کوفته می پزند و در بندرعباس پس از خوردن شام در سفره نان و پیاز و نمک می گذارند و آن را در لیف درخت خرما قرار می دهند و تا بامداد روز چهارشنبه دست به آن نمی زنند تا خیر و برکت از خانه شان نرود. مردم بندرعباس حلوا و کلوچه مخصوص درست می کنند و در اصفهان آش رشته می پزند و آن را به همسایه ها می دهند. در مازندران در شب چهارشنبه سوری زنان گندم خیس می کنند و روز چهارشنبه با آن و چند گونه سبزی صحرایی آش می پزند و به آن کال چارشنبه گندم آش می گویند.

شام نوروزی
از دیرباز اقوام ایرانی بر این باور بوده اند که برای شب نوروز، شام ویژه ای باید تهیه کنند زیرا سالی که گذشته سال تلاش و کار بوده و در آستانه سال نو و حضور نوروز هنگامه آسایش و آرامش و شادی و بهره وری از دست رنج یکساله است. خراسانی ها در شب نوروز سبزی پلو و ماهی پلو و پلو مرغ و کوکو می خورند و بیشتر اقوام ایرانی رسم دارند که شب نوروز و یا ظهر نوروز ماهی و سبزی پلو بخورند.

سفره نوروزی
همه اقوام ایرانی در شب نوروز و تحویل سال یا ساعتی پیش از آن و یا در بامداد نوروز سفره نوروزی می اندازند. چگونگی گستردن سفره نوروزی به طور کامل چنین است: سفره سپید رنگ که در بالای آن آینه را قرار می دهند که گرد باشد و گردی آن نشان از آن دارد که جهان بی پایان است. در پیرامون آینه یک یا چند شمع یا چراغ به شمار افراد خانواده روشن می کنند که شعله نشان از فروغ ایزدی دارد. روی آینه تخم مرغی می گذارند که نمودی از تخمه و تبار است و در جلوی آینه مشتی گندم که نشان از رزق و روزی است و در سوی دیگر سفره نانی می گذارند که برای برکت سفره است و در سمت دیگر ظرفی لبریز از آب که در آن چند قطره گلاب نیز ریخته شده باشد.
در کنار جام آب، کوزه ای نو و آب ندیده که تازه آب در آن ریخته اند می گذارند و تا لحظه سال تحویل از آن برنمی دارند و در این کوزه چند برگ انار یا نارنج می اندازند. در برخی مناطق ایران ماهی را درون کاسه آب می اندازند و جلوی آینه قرار می دهند. اسپند رنگ شده، جامی از شکر ، شیر، ماست، پنیر، کره تازه، گل نرگس، سنبل، باقلا و سکه و شیرینی و آجیل و میوه نیز در اطراف سفره قرار می دهند.
چهارشنبه آخر سال از زمانهای قدیم در اردبیل به " گل چهارشنبه " مرسوم است زیرا همه خانه‌ها دراین روز مثل گل پاکیزه شده و برخلاف چهارشنبه قبل از آن که به " کول چهارشنبه " یعنی چهارشنبه خاکستر معروف است زیبا و شادی آفرین می‌باشد.

از رسوم زیبایی که از سال‌ها قبل در" چهارشنبه سوری " دراین استان رواج دارد بردن هدایایی از سوی خانواده‌ها طی مراسم خاصی به خانه دختران شوهر رفته است.

در زمان‌های نه چندان دور خانواده‌ی پدری هدایای خریداری شده را به همراه غذای مخصوص در سینی بزرگی قرارداده و روی آن را با پارچه‌های رنگی تزیین و به خانه فرزندان دختر می‌فرستادند ولی این رسم هم‌اکنون با شیوه‌ای ساده و متفاوت با گذشته انجام می‌گیرد.

در گذشته نه چندان دور درشب " چهارشنبه سوری " پس از صرف شام سفره مخصوص این شب پهن می‌شد که طبق رسم در این سفره خشکبار، شیرینی قرارداده و با شمع‌های رنگین که درآن زمان ساختن آن مخصوص اردبیل است سفره را مزین می کردند.

طبق این سنت دیرینه " پسران جوان دراین شب کمربندهای پارچه‌ای یا دستمال خود را از روشنایی بام‌ها و یا پنجره همسایه و یا اقوام خود آویزان کرده و صاحب خانه بدون انکه درصدد شناسایی انان باشند هدایای به پارچه می‌بست." این آیین بیشتر توسط جوانانی انجام می‌شد که به دختری علاقمند بوده و به آرزوی وصلت با او برای " قورشاخ آتماق "یعنی دستمال انداختن به خانه دختر رفته و با این نیت درباره آنچه که به دستمال یا کمربند آنان بسته می‌شد تعبیراتی می‌کردند.

."برخی سالخوردگان منطقه هنوز هم معتقدند که چون شنیدن سخنان بد و یا خوب درشب "چهارشنبه سوری " در زندگی فرد شنونده تاثیر دارد ، دراین شب نباید سخنان ناامیدکننده ای درمیان افراد خانواده‌ها رد وبدل شود.

همچنین بر اساس یک سنت دیرینه همانگونه که افراد شب " چهارشنبه سوری " از روی آتش می‌پرند در سال‌های نه چندان دور صبح چهارشنبه از روی آب جاری و نهرهای روان می‌گذشتند که این رسم در منطقه به آیین " نو اوستی " مشهور بود.

درشب چهارشنبه سوری اغلب خانواده‌های ساکن درمنطقه غذاهای مخصوصی متشکل ازماهی و برنج تدارک می‌بینند.
 

آئین های چهارشنبه سوری یا شب چهار شنبه آخر سال در 2 قسم است :

یک قسمت از آن عمومی و مشترک در میان تمامی مردم ایران است و قسمت دیگر آئین های مخصوصی است که در یکی دو قرن اخیر مردم آنها را بنیاد نهاده اند .

ازجمله چیزهایی که حتما باید د رشب چهارشنبه سوری بخرند آئینه است که مظهر صمیمیت و یکرنگی است و دیگری کوزه که جای آب است ، آب مظهرپاکی است و بعد اسپند برای دفع چشم زخم .

آتش افروزی بزرگترین سنت در جشن چهارشنبه سوری است در غروب آفتاب گبه های هیزم را روی هم می گذارند دوره هم جمع می شوند خورشید که فرو رفت توده های هیزم به آتش کشیده می شوند گویی می خواهند آتش فروزنده را جانشین خورشید تابنده کنند.

بلاگردانی در این جشن با کوزه شکستن واسپند دود کردن انجام می شود . ایرانیان که جشن نوروزیشان به هنگام نوکردن همه مظاهر زندگی د رمسیر نو شدن طبیعت است چهارشنبه سوری را فرصتی می شمارد تا قضا و بلا را از خود دور کنند با آتش و آب . بوی خاص اسپند ،خاصیت شدید گندزدایی دارد و به همین دلیل در بیشتر سنتها ومراسم از آداب اصلی می باشد وو به گاه چهارشنبه سوری بر آتش می ریزند تا چشم بد را از خود دور سازند .

تخم مرغ شکنی از بازیهای مخصوص چهارشنبه سوری است که ویژه کردستان و نواحی کرد نشین است .
شال اندازی درمناطق غربی و شمال غربی ایران معمول است .
یکی دیگر از مهمترین رسوم جهارشنبه سوری بخت گشایی است. دختران دم بخت آداب گوناگونی را انجام می دهند که مهمترین آن فال گوش است و فال کوزه که همراه با ترانه هاست .
آجیل این شب که در بین اقوام مختلف بصورت آجیل بی نمک است و هر منطقه در ایران آنچه را از محصولات خشکبار بیشتر دارد آماده می سازد.

آش چهارشنبه سوری :
در شب و روز چهارشنبه سوری د ربیشتر مناطق ایران آش می پزند . این غذا مجموعه ای از همه دانه ها ، سبزیها و مواد غذایی را با خود دارد بدان امید که در سال آیند ه برکت بر روزیشان باشد .
در لاریجان در شب چهارشنبه سوری آش می پزند که 7نوع بنشن ،7 جور سبزی و 7 قسم ترشی در خود دارد و آش 7 ترشی نام دارد.
د ربندر عباس حلوا و کلوچه مخصوص در این شهر می پزند تا روز چهارشنبه سوری به بچه هایی که در طلب آن به در خانه ها می آیند بدهند .
د رضمن در شب چهارشنبه سوری افرادیکه مراد و آرزویی دارند آش می پزندبنام آش ابودردا که دانه ها و مواد اولیه آش را از راه قاشق زنی گرد می آورند .
مشهورترین پیک نوروزی حاجی فیروز است که درشهرها و روستاها راه می افتد و دایره می زند و در شب و روز چهارشنبه سوری ،شعرهای شادی آور می خوانند و مژده رسیدن نوروز را می دهند .
چهارشنبه سوری در ایران باستان ،یاد آور پاکیزگی و محیا شدن برای تحویل سال با افکار و روحیه ای نو بوده است .


کوزه شکنی :
یکی دیگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوری آن بوده که کوزه کهنه ای را برمی داشتند و در آن مقداری نمک و ذغال و سکه ده شاهی می انداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخری آن کوزه را از پشت بام ، به کوچه می افکند و می گفت :درد و بلای ما بـِرَه توی کوزه و بـِرَه توی کوچه

آجیل چهارشنبه سوری :
رسمی که از قدیم در ایران متداول است ، تهیه و خوردن آجیل چهارشنبه سوری است . این آجیل شور و شیرین ، مانند آجیل مشگل گشاست؛ یعنی علاوه بر مواد اصلی بو داده ی شور و شیرین، مانند آجیل، برگه هلو و زردآلو ، قیسی ، کشمش سبز ، مویز ، باسلـُق ، پسته و بادام ، فندق بو نداده ، نقل ، شکر ، پنیر ، و مغز گردو هم اضافه می کنند. تهیه این آجیل را برای استجابت یک مراد نذر می کنند . خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری ، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش یمنی است.
فالگوش :
دیگر از مراسم مربوط به چهارشنبه سوری ، فالگوش ایستادن است ؛ بدین معنی که کسانی که حاجتی دارند ، نیت می کنند و سر چهار راه یا در معبری فالگوش می ایستند و به حرف نخستین عابری ، که از کنارشان می گذرد توجه می کنند و هر کلام که از دهان او درآید در استجابت مراد خود به فال بد یا خوب می گیرند ، اگر گفته عابری موافق با آرزوی صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده می دانند.بعضی ها به جای رفتن به چهارراه و معابر ، این کار را در پشت در اطاق هم انجام می دهند و نخستین سخنی که از پشت در اطاق شنیدند به فال بد و یا خوب در اجابت حاجتشان فرض می کنند.
   

درحوالی چهارشنبه سوری
 
053688.jpg
وندال ها می آیند! این می تواند جنجال برانگیزترین و پرجاذبه ترین تیتر برای جذب چشمان هر خواننده ای باشد. اما وندال ها لابد حالا آزادانه و بی پروا در شهر که نه در تمام کوچه پس کوچه های ثانیه های به تحلیل افتاده اسفند به یک بهانه اتفاقاً ملی و سنتی، بین هر جمعیتی می گردند و هرآنچه که نباید بکنند می کنند که ساده ترین آن انفجارهایی است که لابد شما را به یاد چهارشنبه سوری می اندازد.
اما زن بارداری که در شیرین ترین رؤیاهای بچه دارشدن خود غرق است و ناگهان یک «سیگارت» و یا هر موادمنفجره لعنتی دیگری که قدرت ویران کردن شیشه های اتومبیل های اطراف را دارد، کنارپایش منفجرمی شود، چطور؟
جمعه، هفدهم اسفندماه هزاروسیصدوهشتاد. تهران. حوالی نمایشگاه بین المللی ـ توبگو بین الوطنی ـ تهران. سیزدهمین فروش بهاره به گمانم چنین عنوانی دارد. به انبوه جمعیت خوش آمدید. نه اشتباه نکنید. اینجا مسابقه فوتبال درکارنیست. این سروصدا هم اصلاً به یک حادثه «اکشن» داغ مطبوعاتی ارتباطی ندارد. این صدا، صدای انبوه دستفروشان و دوره گردان و وامانده های آخرسالی است که جمعیت، مورچه سان درهای و هوی دروغهای به ناچار، اما آبدار و سوداگرشان گم شده است.
به ازدحام خوش آمدید. ازدحام بی شمار مردمان گردآمده در اینجا که ازدرو دیوار سالن ها و غرفه ها و محوطه نمایشگاه بالامی روند.باما به میان این مردم که در این گزارش نامشان را «جماعت عصرجمعه» گذاشته ایم، بیایید.
اول شما را به میهمانی صداها می بریم. صدای درهم دستفروشان:
ـ آلمانی، ژاپنی، فرانسوی... فقط دویست تومان!
ـ هزارتومان... هزارتومان... بخاطر مبارزه با گران فروشی (لطفاً با لهجه بخوانید. کدام لهجه مهم نیست!)
ـ سیگارت... سیگارت بدم آقا... سیگارت هفتصدتومان...
ـ شب عیداست و ما لختیم، اما شماها شادید... (دایره زنی می خواند)
ـ شیش تاش هزارتومان... فقط هزارتومان... شیش تا جوراب هزارتومان...
ـ کمربند بدم... کمربند بدم... فقط هفتصدتومان... حراج آخرسال...
ـ فشفشه ـ فشفشه ـ شیش تاش پونصدتومان... فش فشه
ـ خانه دار، بچه دار، شب عیده... بلوزیادت نره... آقاجان... خانم جان
ـ اسفند... اسفندبدم... اسفند...
ـ کفش... آقا کفش دارم... خانوم کفش دارم...
ـ ... پانصدتومان... پانصدتومان (به دلیل شؤونات اخلاقی از بردن نام کالا معذوریم) پانصدتومان... پانصد...
ـ ارباب خودم سامبلی بلیکم... ارباب خودم بزبزقندی (مردی می خواند که لباس سرخ رنگ زنانه ای به تن کرده است و شکم مصنوعی برای خود ساخته است و با دایره می خواند)
ـ هنوز تو این زمونه... دل من و تو خونه... هرگز باورنداشتم... (گروه کوچک ارکستری متشکل از سنتور وضرب و خواننده و گردآمدن مردم و پول ریختن برای این هنرمندان وامانده)
ـ بیا این ور بازار... هرچی بخوای دویست تومان... بیا این ور بازار
ـ تیشرت بدم هزار و پانصد... آقاجان هزاروپانصد... سرت بی کلاه نمونه، آبجی هزاروپانصد...
ـ خانوم توروخدا ازمن چسب زخم بخرین... آقا توروخدا ازمن چسب زخم بخرین...
بامب…
و ناگهان صدایی فراتر از صدای تلق تلوق نارنجکهایی که لااقل پیش از ترکیدن سوتی می زنند و دیگر به آن عادت کرده بودیم، یا صدای «سیگارت»هایی که جوانان تازه به بلوغ رسیده دائماً کنارپای دخترکان دم بخت می ترکانند و گه گاه صدای جیغ آنها را درمی آورد. اما این صدا، صدای جدیدی است که امسال هرچند لحظه یکبار دل هرانسانی را می لرزاند چه برسد به قلب گنجشکان شاداب از بهار درراه.
بامب…
و ناگهان خاموشی... و صدای جیغ یک زن باردار. چشمان گیج و منگ به دنبال صاحب جیغ می گردند. آهان! آنجاست. صدا از یک خودرو پیکان قرمزرنگ تروتمیز شنیده شد. هجوم آدمها و من به سمت خودرو. شیشه های طرف راست خودرو خردشده اند. زن صدمه ندیده، جز هراس و وحشت زدگی. خورده شیشه ها را مادر از دستش جدامی کند.
نه الحمدالله یک بریدگی ساده است. راننده چطور؟ راننده سروصورتش زخمی است. زخم کاری. انگار شیشه در سمت راننده نازک تربوده است که به صورت راننده بیچاره پاشیده است و خون از سروصورتش سرازیراست. مثل همیشه جمعیت تابع احساسات است و دست پاچه. ناگهان از سمت مخالف ما، جوانکی رنگ پریده و بیچاره را کت بسته، دونفر به اصطلاح مأمور انتظامات با خود می برند و از روبروی ما می گذرند، هرکسی دشنامی نثارش می کندو فحشی حواله اش. فایده ای ندارد. باید هرچه زودتر راننده را به بیمارستان منتقل کرد. سراغ جوانه زن باردار می روم:
ـ چیزیتون که نشده؟
ـ نه فقط پالتوم پاره شده؟! (هراسان و با نگاهی هنوز مبهوت، انگار که چیزی به خاطرش رسیده باشد، روبه مادرش می پرسد) بچه... بچه چیزیش نشده باشه؟
ـ خانوم بهتره شما هم بیمارستان برید! (مردی به مادرش می گوید)
ـ خدا لعنتشون کنه، آخه چه حظی از این مردم آزاریشون می برن؟!
***
ـ بمب...
هرآن دراین روزها می توانید این وحشتناک صدای دلهره آور را درهرکوچه، خیابانی بشنوید. این سور چهارشنبه سوری است که همگان میهمان آنیم و وندال ها میزبانان نادانی که حتی خود متوجه عمق خسارت و زیانی که به روح و روان این روزها بسیار گرفتارمان می زنند، نیستند. آنها غریبه های از مریخ آمده نیستند. آنها فرزندان و جوانان من و شمایند که هرچه صدای موادمنفجره آنها مهیب تر و دلهره آورترباشد، افتخار و غرورشان پیش همسن و سالانشان بیشتراست. چه کسی این آخرین موادمحترقه را دراختیار آنان قرارمی دهد؟ چگونه آنها به همین راحتی به این گونه مواد دست پیدامی کنند؟
چرا آنها آسایش پیش از نوروزمان را ویران می کنند؟ آیا این هم نوعی نشان دادن اعتراض است؟ دراین آشفته بازار سیاسی، اقتصادی، گرفتن پاسخ این سؤالات احتمالاً محال است!
معصومه وروانی

چهارشنبه سوری
باورهای بخت گشایی
سفال شکنی با نیت از بین رفتن بدیها و ناراحتی ها، فال گوش ایستادن به منظور گرفتن جواب نیت خود، پریدن از روی بوته آتش، پختن آش بنشن و چهار رنگ پلو و خوردن آجیل مخصوص چهارشنبه سوری به نیت حل شدن مشکلات، از جمله مراسم چهارشنبه سوری است. اما خانواده هایی که دختر دم بخت دارند، علاوه بر این مراسم، در این روز بنا بر آداب و رسوم شهر خود، مراسمی را برای بخت گشایی دختران خود انجام می دهند:
053691.jpg
•  در برخی از شهرهای ایران رسم است که بعد از ظهر روز چهارشنبه سوری، دختران دم بخت لباسهای تازه و مخصوصی را که برای این روز تهیه کرده اند، می پوشند و پس از آراستن خود، با یک عدد تخم مرغ و کوزه ای کوچک سرچشمه آب می روند و پس از تفریح و شادمانی در کنار نهر، تخم مرغ خود را سرشکن می کنند و بعد از خالی کردن سفیده، زرده آن را می خورند و با پوسته تخم مرغ که به صورت کاسه در آمده است از چسمه آب بر می دارند و بعد از نیت کردن از آن آب می نوشند و کمی هم بر سر و صورت و لباس خود می پاشند. بعد کوزه کوچکی را که همراه خود آورده اند، پر از اب می کنند و با خود به خانه می برند و آن را سر سفره شام در کنار غذای مخصوص که برای این شب تهیه شده، می گذارند. همه افراد خانواده از آن آب می نوشند و برای دختر آرزوی خوشبختی می کنند.
•  در بعضی از خانواده ها، دختر دم بخت خانواده بازنجیر، قفلی را به گردن می آویزد و هنگام غروب چهارشنبه سوری با آیینه ای کوچک و کلید قفلی که به گردن دارد بر سر چهار راه می رود و کلید را زیر پای راست خود و آیینه را زیر پای چپ خود می گذارد و منتظر می ماند تا با اولین مرد جوانی که برخورد کرد از او می خواهد که قفل را از گردن او باز کند و سپس آیینه را از زیر پای چپ او بر می دارد و مقابل صورت دختر می گیرد. اعتقاد دارند که اگر آیینه طوری جلوی صورت دختر قرار گیرد که او بتواند خود را در آن ببیند در همان سال به خانه بخت خواهد رفت، در غیر این صورت باید یک سال دیگر در انتظار بنشیند.
• در بعضی از خانواده ها، مادر خانواده به نیت دختر دم بخت خود، آش بنشن مخصوص چهارشنبه سوری می پزد و دختر هم دو مجسمه خمیری به شکل عروس و داماد درست می کند و در حین پختن بنشن های آش این آدمکهای خمیری را در آش می اندازد تا همراه آش پخته شوند. سپس دختر. آدمکهای خمیری پخته شده را به سرچشمه می برد و با گفتن نیت خود آنها را به آب می اندازد و معتقد هستند به این ترتیب بخت دخترشان باز می شود.
• در برخی از مناطق ایران، رسم بخت گشایی دختران را این چنین به جا می آورند که در روز چهارشنبه سوری، دختر دم بخت برای خود آیینه و شانه ای می خرد و در شب چهارشنبه سوری این آیینه و شأنه و کمی نبات و هفت عدد گردو را درون کوزه ای می گذارد و آن را پیش کوزه گری می برد تا کوزه را بر روی چرخ کوزه گری خود بگذارد و هفت بار بچرخاند و در هر دور، دختر یک عدد گردو از درون کوزه بر می دارد و می شکند و در دور هفتم او در حال برداشتن گردو از درون کوزه، شعری مخصوص را زمزمه می کند و گردو و بعد کوزه را می شکند با اعتقاد به اینکه اگر بخت او بسته شده باشد، طلسم آن بشکند.
سپس مقداری پول و نباتهای درون کوزه را به کوزه گر می دهد و آیینه و شانه را با خود به خانه می برد.
در بعضی از شهرستانها خانواده ها برای بازشدن بخت دخترشان، بعد از به جا آوردن مراسم مختلف چهارشنبه سوری، مادر جارویی بر می دارد و بازدن چند ضربه آهسته، دخترش را از درخانه بیرون می کند و در را روی او می بندد و دختر بعد از چند دقیقه منتظر ماندن کوزه آب و هدیه ای که به همین منظور در پشت درگذاشته شده را بر می دارد و وارد خانه می شود به امید اینکه به زودی در سال جدید به دنبال بخت خود خواهد رفت.


نویسنده : زهرا پیشگاه شمالی ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٦
comment نظرات () لینک